عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
193
كشف الحقايق ( فارسى )
بر يك حال و هميشه بر يك حال خواهد بود . اما عالم اجسام كه قالب موجوداتست افراد بسيار دارد و تغيير و تبديل و آمدن و رفتن و مبدأ و معاد دارد . از خاك بمراتب برمىآيند و باز به خاك مىروند و هر فردى از افراد عالم دريچهايست كه نور از آن دريچه سر بيرون كرده است و از هر دريچه كه سر بيرون كرده است بصفتى موصوف و به اسمى منسوب و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است كه : « هر صورتى كه درين عالم ظاهر مىشود بصفتى موصوف شود و به اسمى منسوب گردد باز چون آن صورت پوشيده گردد آن صفت و آن اسم باقيست چون صورتى ديگر ظاهر شود و به آن صفت موصوف شود « 1 » و به همان اسم منسوب گردد [ وى آنست ] از روى تناسب نه از روى تناسخ يعنى به صفت عدل موصوف شود و باسم عادلى منسوب گردد و يا به صفت ظلم موصوف شود و باسم ظالمى منسوب گردد و در جمله صفات همچنين مىدان . » اين بود سخن اين طايفه ديگر از اصحاب نور . فصل بدانكه بعضى از اصحاب وحدت مىگويند كه نور گاهى در عالم منتشر است و گاهى مجتمع و چون منتشر مىباشد آنچنان به قوت نمىتواند بود و اظهار خود نمىتواند كرد كه در وقتى كه مجتمع مىشود از جهت آنكه فعل نور آنست كه اگر مشكاة را يك دريچه باشد از آن يك دريچه بيرون تابد و اگر ده دريچه باشد از آن ده دريچه بيرون تابد و در حقيقت نور هيچ كثرت و اجزا لازم نيايد اما اگر از ده دريچه بيرون تابد آنچنان به قوت نباشد و اظهار خود نتواند كرد كه از يك دريچه بيرون تابد . مثلا چنان كه درختى كه او را ده شاخ باشد آنچنان به قوت نباشد و اظهار خود نتواند كرد كه درختى كه او را يكشاخست پس اگر مشكاة را ده دريچه باشد نه را استوار كنند و اگر درخت را ده شاخ باشد نه را ببرند قوت جمله در آن يكشاخ بود و ظهور جمله در آن يك دريچه باشد .
--> ( 1 ) - و به همان صورت و صفت موصوف شود